شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را

    قلم گفتا برو بیمار عاشق / ندارم طاقت این بار غم را

    .

    .

    .

    زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهد / بی تو اما بوی ریحان ، بوی زندان میدهد

    .

    .

    .

    قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را میخورند

    .

    .

    .

    تو یادت نیست که من برای لبخند تو از زندگیم گذشتم،ولی من خوب یادمه که تو برای یه قطره اشک اون از من گذشتی…

    .

    .

    .

    قلب توبه زیبایی همه گلهای دنیااست خوش به حال کسی که قلب توبراش می زنه.

    .

    .

    .

    می گویند: شاد بنویس. نوشته هایت درد دارند! و من یاد مردی می افتم که با کمانچه اش گوشه خیابان شاد میزد … اما با چشمهای خیس …

    .

    .

    .

    بعضی دکمه های کیبورد شل شده اند! بس که استفاده شده اند .

    دکمه های : ک ا ش ب و د ی

    .

    .

    .

    بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند / سالها هجری و شمسی همه بی خورشیدند

    .

    .

    .

    به کدامین شهر نگاهت بخشم دل بی تابم را

    تو تمنای دلی هر شب و هر خوابم را

    .

    .

    .

    کاش میشد بدانی که فراموش کردنت مثل برآورده شدن آرزوهایم محال است .

    .

    .

    .

    اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به یاد مرگ. بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ

    .

    .

    .

    هروقت بغضت گرفت صدام کن..قول نمیدم خوبت کنم ولی قول میدم پابه پات گریه کنم