قشنگیه لیــاقــــت اینه که

    همه نمی تونن داشته باشن

    حتـــی شما دوست ناعزیـــز


    به تو رسیدن در یک شعاع با پرگار عشق محال است

    نوک پرگارمان را هوس شکستــــه

    هــــــــی تــــــــــــو !

    از اینکه امروز مورد توجه هستی خوشحال نباش

    تیتر اول روزنامه امروز

    کاغذ باطله فرداست


    لاشه ی عاشقی ام

    سگ خورِ نامردیِ تو

    این قدر خون به دلم هــــست

    که هارت کند


    حالت تهوع دارم

    این حالت تهوع لعنتی با هوای آزاد و قرص درست نمی شود

    علاجش …

    فقط بالا آوردن فحش هایی است که به دیگران بدهکارم


    حسرت چیزی نیست که من بخورم

    حسرت اون چیزیه که به دلت می ذارم


    افسانه ها را رهــــــــا کن

    دوری و دوستی کدام است؟

    فاصله هایند که دوستی را می بلعند

    تـــــــــــو اگر نباشی

    دیگری جایت را پر می کند

    به همین ســــــــــــادگی


    کاش همه می فهمیدند که دل بستن به کلاغی که دل دارد

    بهتر از دل باختن به طاووسی است که فقط ظاهر زیبا دارد


    بعضـی هـا دستشـان رو می شـود

    اما رویشـان کم نمیشــود


    گاهی احساس می کنی که اگه وقت بذاری

    و به یه سیب زمینی پخته عشق بورزی

    بیشتر جواب می ده تا به بعضی آدما


    اسمت چی بود؟

    می خواهم بن بست های زندگی ام را به نامت کنم


    زندگی سگی را بهتر می فهمم

    از وقتی که آمــــدی


    اونقدر که مار تو آستینمون پرورش دادیم

    اگر قارچ پرورش داده بودیم

    الان یکی از کارآفرینای نمونه ی کشور بودیم