بدن های ما برای این دنیا ساخته شده و به زودی از بین خواهد رفت (شهید ابراهیم بارگاهی)
    مشغول کارهای مهم تر بشیم

    *

    *

    ایزد که جهان به قبضه قدرت اوست/داده است تو را دو چیز کان هردو نکوست
    هم سیرت آنکه دوست داری کس را/هم صورت آنکه کس تو را دارد دوست
    (ابوسعید ابوالخیر)

    *

    *

    عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست/تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
    اجزای وجودم همگی دوست گرفت/نامی است ز من بر من و باقی همه اوست
    (ابوسعید ابوالخیر)

    *

    *

    از اهل زمانه عار می باید داشت/وز صحبتشان کنار می باید داشت
    از پیش کسی کار کسی نگشاید/امید به کردگار می باید داشت
    (ابوسعید ابوالخیر)

    *

    *

    در کشور عشق جای آسایش نیست/آنجا همه کاهش است،افزایش نیست
    بی درد و الم توقع درمان نیست/بی جرم و گنه امید بخشایش نیست
    (ابوسعید ابوالخیر)

    *

    *

    باز یا بسته چه فرقی میکند…
    پنجره زخم همیشگیه ی دیوار است…

    *

    *
    اس ام اس فلسفی از بزرگان

    *

    *

    مکه برای شما، فکه برای من!
    بالی نمی خواهم، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند….
    شهید آوینی

    *

    *

    تنها راه جبران یک اشتباه تکرار دوباره همون اشتباهه…
    بعضی موقع ها تو مسیر برگشت خیلی چیزها رو میبینم که وقت رفتن ندیده بودیم…

    *

    *

    خداوندا برای همسایه که نان مرا ربود،نان!!برای عزیزانی که قلب مرا شکستند،مهربانی!!برای کسانی که روح مرا آزردند،بخشش!!و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق می طلبم

    *

    *

    یافتن خوشبختی در درونمان کارآسانی نیست!اما، یافتن آن در بیرون کارمحالی است.

    *

    *

    همــه ی مـــا
    فقــط حســـرت بــی پــایــان یــــک
    اتفــــاق ســـاده ایـــم
    کــــه جهــــان را بـــی جهــــــت ،
    یــــک جــــور عجیبــــی جــــدی گرفتـــــه ایــــم … !

    *

    *

    دراین شهرصدای پای انسانهائی است که همچنان که تورامیبوسند، طناب دارتورامیبافند.انسانهائی که صادقانه دروغ میگویند وخالصانه به توخیانت میکنند.دراین شهرهرچه تنهاترباشی پیروزتری!

    *

    *

    برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت
    برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت

    *

    *

    مردان شجاع فرصت می آفرینند و ترسوها و ضعیفان منتظر فرصت می نشینند.

    *

    *

    فانوسهای ده میدانند بیهوده روشن اند…
    و سگان باخبرند که بیهوذه بیدارند…
    وقتی در روشنی روز دزد ها به مهمانی کدخدا میروند…