تو که باشی بس است
    مگر من جز “نفس” چه میخواهم !؟

    *******************

    مثل قالی نیمه تمام … به دارم کشیده‌ای
    یا ببافم … یا بشکافم …
    اول و آخر که به پای تو می افتم . . .

    *******************

    بالاترین آرزویم برایت این است :
    حاجت دلت با حکمت خدایت یکی باشد . . .

    *******************

    بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟
    دستهایم تا ابد تنهاست ، می‌دانی؟
    آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
    زیستن یک لحظه هم بی‌جاست ، می‌دانی ؟

    *******************

    تقدیر من فقط با تک تک بوسه های تو
    بر روی پیشانی ام نوشته شده
    تو باید باشی تا با لبهایت
    آن را برای من رقم بزنی . . .

    *******************

    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را
    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را !

    *******************

    دلتنگ روزهایی هستم
    که معنای خداحافظ ، تا فردا بود . . .

    *******************

    یک دم رخ زیبای تو از دیده گذر کرد
    آنی آتش عشق تو در دل فوران کرد
    دل گفت غنیمت شمرید این دم و لحظه
    چشم ، چشمک زد و عکست قاب دل کرد . . .

    *******************

    هوا هر چقدر هم زمستان باشد
    مهم نیست آغوش تو تابستانِ من است . . .

    *******************

    خوش خط و خال من
    ببخش که هنوز
    پونه مانده ام . . .

    *******************

    یادت تمام هستیم را در خودش گم میکند
    مجنونتر از مجنون مرا در چشم مردم میکند
    من بی حضورت ، “با تو” در یک خانه در ذهنم قرین
    یاد تو قلبم را پر از حس ترنم میکند . . .

    *******************

    ” تو ”
    در کنارِ خودت نیستی و نمیدانی
    در کنار ” تو ” بودن
    چه حالی دارد . . .

    *******************

    پزشکان سال هاست که اشتباه می کنند
    نزدیک ترین عضو انسان به قلبش ، کمر اوست
    هربار که قلب کمی می رنجد کمر از ده جا می شکند . . .

    *******************

    حالا که باید چیزی را گم کنم
    چه چیز بهتر از گورم
    چه جا بهتر از آغوشت . . . !

    *******************

    تو را خودم چشم زدم
    بس که نوشتمت میان شعرهایم
    بی‌آنکه
    اسپند بچرخانم
    میان واژه‌ها . . .

    *******************

    ببین چقدر در هم حل شده ایم
    تو قهوه میخوری
    من خوابم نمی برد . . .

    *******************

    آغشته به “تو” میشود
    روحم ، نفسم ، بند بند وجودم
    وقتی در حصار دستانت بوسه باران میشوم . . .

    *******************

    در انتظار آغازی دیگرم ، انتخاب مجدد جفت ها !
    شاید این بار نوحی بیاید ، مرا برگزیند در کنار “تو” !

    *******************

    روزها بی تو می گذرند و شب ها با تو نمی گذرند
    تمام درد من این است . . .

    *******************

    میگویند : زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذار
    کاش میدانستند که یک نفر نیستی !
    تو یک “دنیایی”

    *******************

    دلم “قُرص” است
    وقتی ..
    مُسَکِنم تویی !

    *******************

    مرا دوست بدار
    به سان ِ گذر از یک سمت خیابان
    به سمتی دیگر
    اول به من نگاه کن
    بعد به من نگاه کن
    بعد باز هم مرا نگاه کن…!

    *******************

    چشمان سیاه تو مرا خواهد کشت
    افسون نگاه تو مرا خواهد کشت
    این گونه که آه می کشد لب هایت
    پس لرزه ی آه تو مرا خواهد کشت

    *******************

    اندازه ی یک وقفه ی کوتاه بمان
    حتی شده تا نیمه ی این راه بمان
    دلتنگ تو بودن به خدا ممکن نیست
    نه ، آه نکش ، آه نرو ، آه بمان

    *******************

    سرمایه ام تویی !
    از تمامِ دنیا فقط …
    بی اندازه دوستت “دارَم”

    *******************

    سه آرزوی قشنگ عاشقانه :
    بی من نباشی
    بی تو نباشم
    بی هم نباشیم

    *******************

    دلم شادی می خواهد
    وسعتش زیاد نیست
    به اندازه کف دستانت
    دستانم را بگیر . . .

    *******************

    دردهای من دیازپام نمی خواهند
    مُسَکن ِ بوسه هایت …
    عجیب ، آرامم می‌کند !

    *******************

    غم ، حادثه ، تردید ، من و تنهایی
    یک شیشه ی می لبالب و تنهایی
    من مانده کنار جاده ی خاطره ها
    با یک چمدان سوز و تب و تنهایی

    *******************

    عشق یعنی حسرت پنهان دل
    زندگی در گوشه ویران دل
    عشق یعنی سایه در یک خیال
    آرزوی سرکش و گاهی محال

    *******************

    گهگاهی دلم را میشکنی
    وقتی به جای “تو”
    بهم میگویی : “شما”

    *******************

    تکثیر “تو” در هر ثانیه ای از زندگی ام یعنی
    قشنگترین تکراری که هیچوقت تکراری نمی شود !

    *******************

    روبرویم ، سراب
    پشت سر ، خاطرات
    نازنینم ، کدامین طرف سوی توست . . . ؟

    *******************

    ای نازنین جواب معمای من تویی
    تنها چراغ روشن شبهای من تویی
    وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها
    احساس آفتابی دنیای من تویی

    *******************

    دوست داشتنت
    اندازه ندارد
    حجم نمی خواهد
    وقتی تمام کشور وجودم
    سرزمین حکمرانی توست!

    *******************

    چه اعجازیست
    بهار لب هایت
    با هر بوسه که میکاری
    گونه هایم گل می دهد . . .

    *******************

    گاهی دو حس از جنسِ هم
    چه تلخ رَد میشوند از یکدیگر !
    “کار” از کار میگذرد و ..
    تو از “من”

    *******************

    چشم که گذاشتم برو هر وقت خواستی برگرد ، من تا بی نهایت شمردن می دانم

    *******************

    تو نیستی و هراسی در دلم افتاده
    حال مادر لالی را دارم که کودکش را در انبوه جمعیت گم کرده باشد . . .