دارو نــــدارم پـــای عشــقم رفت

    چــــیزی نموند جز ، درد نامــحدود

    این جای خالی که تو سینم هست

    قبلاً یه روزی جای قلبـــــــــم بود

    …………

    کوتاه بیا !

    عمرم به نیامدنت قد نمی دهد …

    …………

    می گویــنــد : نویسنده ها « سیــــــگار » می کشند…!

    نقاش ها « تابــــلـــــو »

    زندانی ها « تنهـایــی »

    دزدها « ســَــــرک »

    مریض ها « درد »

    بچه ها « قــَد »

    و من برای کشیدن

    « نــفــــس های تـــو » را انتخــاب می کنم …

    …………….

    در این کوچه

    باد نمی آید

    باران نمی آید

    اما تو بیا …

    ……

    هی رفیق !

    ماندگار باش نه یادگار!

    من یادگاری زیاد دارم

    ………

    از تمام دلخوشی های جهان دل کنده ام

    روز و شب چشم انتظار لحظه ی جان کندنم

    باز در آئینه تصویرم کمی نا آشناست

    از صدای خویش می پرسم که این آیا منم؟!

    ……….

    مهم ترین کاری که

    یک مرد می تواند برای فرزندانش انجام دهد

    این است که : عاشق مادرشان باشد

    …………

    کاش زندگی از آخر به اول بود…

    پیر بدنیا می آمدیم…

    آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم

    سپس کودکی معصوم می شدیم و در

    نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…

    ……………

    سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای !

    پــــُر از کـلیـشه …

    پـــُـر از تـهـوع …

    جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “…

    یـخ نمـی کنـی …

    حـس نـمی کنـی …

    کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم

    …………..

    گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت.

    ………

    برات پیش اومده وقتی پای تلفن باید خداحافظی کنی

    اما هنوز دلت میخواد صداشو بشنوی

    یهو میگی راستی؟!

    میگه : جانم…؟!

    آروم میگی : دوســـتـــت دارم

    آخ …. که این چند ثانیه آخر چقدر می چســـــبـــه”

    ………….

    گاندی خطاب به معشوقه اش :

    خوبِ من ، هنر در فاصله هاست …

    زیاد نزدیک به هم می سوزیم و زیاد دور از هم یخ می زنیم .

    تو ، نباید آنکسی باشی که من میخواهم ، و من نباید آنکسی باشم که تو میخواهی .

    کسی که تو از من می خواهی بسازی یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت .

    من باید بهترین خودم باشم برای تو و تو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من ….

    خوب ِ من ، هنر عشق در پیوند تفاوت هاست و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها . . .

    ………………..

    شکست عهد من و گفت: هر چه بود، گذشت !

    به گریه گفتمش: آری، ولی چه زود گذشت !

    بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید

    بهار رفت و تو رفتیّ و هر چه بود، گذشت