در یک رودخانه نمی توان دو بار آب تنی کرد



    همیشه باید پس از تراژدی های بزرگ فین کنیم


    صورت شما کتابی است که مردم می توانند از آن چیزهای عجیب بخوانند


    من شخصاً همیشه آماده ی چیز یاد گرفتن هستم، هر چند همیشه هم دوست ندارم به من چیزی یاد بدهند


    شجاعت را به حق در صدر صفات برجسته انسان دانسته اند… زیرا این صفت تکیه گاه صفت های دیگر است

    .

    .

    .

    .


    من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این که به من بیاموزند


    از چشم‌انداز ابدیت به همه چیز بنگرید تا مشاهدات شما از زمان تاثیر نپذیرد


    هر بار که شراره‌های خشم در درون‌تان جرقه می‌زند، تردید نکنید که به سوی باتلاقی زمین‌گیر کننده گام برمی‌دارید


    پیش از کسب اعتماد دیگران، اعتماد خودتان را به آنان نشان دهید


    تلاش کردن و نتیجه نگرفتن، بهتر از هرگز تلاش نکردن است


    تا زمانی که بذر مهر و محبت را در کشتزار دل پرورش ندهیم، احساس کامروایی نمی‌کنیم.


    این دست و آن دست کردن کارها سبب می‌شود که زمان گرانمایه‌ی امروز را نیز از دست بدهید


    نچه را که در دنیای گمان، خواستارش هستید، در تنهایی با پژواکی بلند بخواهید


    تنها راه دگرگون ساختن آنچه که به آن خو گرفته ایم، تکرار رفتارهای تازه است.


    آسانسوری که بتواند شما را به بالاترین طبقه ی کامیابی برساند، از کار افتاده است و شما ناگزیرید که راهروی کامیابی را پله پله بالا بروید


    به جای اینکه به باغ دیگران سرک بکشید و ذهن خود را به کار ایشان متمرکز کنید، به کار خود بپردازید و هر چه می خواهید در باغ خود بکارید


    اگر قرار است زندگی خود را برای چیزی خرج کنیم، بهتر است که آن را خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم


    ﻫﺎﻧﺎ ﻣﮏ ﮐﯽ:ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻗﺎﯾﻖ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻧﯿﻢ
    ﺩﮐﺴﺘﺮ:ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ