پیامک زیبا جدید اسفند ۹۳

    نویسنده: تاریخ: ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ موضوع: اس ام اس های متفرقه

    روزی از این روزها دل را به دریا می زنم

    گر چه صیادی ولی آخر شکارم می شوی

    از امید ، از بیم ، از رفتن که می گویم شبی

    شک ندارم تا سحر چشم انتظارم می شوی

    .

    .

    .

    .

    چون شیر عاشقی که به آهوی پرغرور

    من عاشقم به دیدنت از تپه های دور

    من تشنه ام “به رد شدنت” از قلمروام

    آهو! بیا و رد شو از این دشت سوت وکور

    .

    .

    .

    .

    هر روز خانه ﺭﺍ ﺟﺎﺭﻭ می کند …

    و ﭘﻮﮐﯽ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﺶ ﺭﺍ پنهان !

    ﺭﻧﮓِ ﺩﮐﻤﻪ ﻫﺎیش ﺑﺎ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ دارند

    با اینکه هیچوقت به ﺍﻟﻤﭙﯿﮏ نرﻓﺘﻪ ،

    اما ! “یک ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ”

    ” مادر “

    .

    .

    .

    .

    فرقی ندارد آشیانی هست یا نه …

    در چشم گنجشکی که جفتش مرده باشد

    .

    .

    .

    .

    شد جهان در چشم من از رفتن جانان سیاه

    برد با خود میهمان من چراغ خانه را

    صائب

    .

    .

    .

    .

    برای من همین خوبه بگیرم رد دنیاتو

    ببینم هر کجا میرم از اونجا رد شدم با تو

    .

    .

    .

    .

    بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

    فاش می گویم و از گفته خود دلشادم …

    حافظ

    .

    .

    .

    .

    تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارم

    آرام می بارم ، چرا ؟ چون دوستت دارم

    من دوری از چشمِ تو را طاقت نمی آرم

    از درد می نالم ، چرا ؟ چون دوستت دارم

    .

    .

    .

    .

    آرامتر دختر !

    اینگونه که تو می آیی

    تا به من برسی

    شهری عاشقت می شوند…

    .

    .

    .

    .

    هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن!

    بخند! گرچه تو با خنده هم غم انگیزی

    خزان کجا، تو کجا تک درخت من! باید

    که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی

    .

    .

    .

    .

    نمی گویم دوستت دارم

    تمام دوست داشتن های دنیا را

    به هر جان کندنی شده

    می ریزم پای تو

    “تویی که نمی خواهی بفهمی دوستت دارم…”

    .

    .

    .

    .

    بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر

    می گردم و انگار دستی می دهد تابم

    شب ها که پیشم نیستی ، خوابم نمی گیرد

    وقتی نمی بوسی مرا ، با قرص می خوابم !

    .

    .

    .

    .

    در بند می مانم که شاید باز گردد

    ســاده بگویم ، قصه ام آغــاز گردد

    .

    .

    .

    .

    ای تو از گل برده میراث شکفتن را

    من دوست دارم لحظه های از تو گفتن را …

    .

    .

    .

    .

    عکس ها

    هزاران حرف ناگفته در خود دارند

    بغض های فرو خورده

    رازهای مگو…

    اهل درد که باشی

    عکس ها برایت شعر می خوانند.