” تـــو ”
تنهــــا دعـــای قشنــــگ منــــی
مبــــادا کســـی از خـــدا ،
بـــــی خبــــر بــــرای خـــودش، آرزویــــت کنــــد …

.

.

.

دستم را روی قلبم می گذارم
خوشحال میشوم که قدمهایت را احساس میکنم
عجب تفاهمی دارند
صدای قدمهایت با صدای قلبم…!

.

.

.

هر لحظه ای که به تو نزدیک میشوم ،
انگار از آنچه که ثانیه ای پیش بودم ، دل میکنم
افکار من با تو ، فقط تو میشود …

.

.

.

‌عشق یعنی
وقتی که دستاتو میگیرم مطمئن باشم که از خوشی میمیرم !

.

.

.

چشمه‌ساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشته‌ای در پیراهن،
از انسانی که تویی
قصه‌ها می‌توانم کرد…
“احمد شاملو”

.

.

.

اس ام اس عاشقانه
ﺍﮔﺮ ﺣﺴﻮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻡ
ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺷﻌﺮی می ﮔﻔﺘﻢ
ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡِ ﺯﻧﺎﻥِ ﺩﻧﻴﺎ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ
ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﻮﻧﺪ …
ﺳﻤﺎﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩی

.

.

.

تڪیـﮧ گـآهَم بآش !
میخـوآهَم سَنگـینی نِگـآه ایـن مَرבمِ حَسـوב شَهـر رـآ تـو هـَم حـِس کنـی
ایـن مَرבم نمیتَـوآننـَב ببیننَـב בست هآیِمـآن تـآ این اَنـدآزه بِہم می آینـב !

.

.

.

مثل موج
کش می‌آیم در ساحل تو، آرام،
و دامن‌ات را
پر از گوش‌ماهی می‌کنم…
“عباس معروفی”

.

.

.

بخند…
خنده های تو
ترکیدن شاهوار کوهستان های انار است…
“شمس لنگرودی”

.

.

.

گاهی حس کردن یک آغوش ،
فقط لمس پوست با دست نیست …
گاهی حس می کنی ، جسمش را …
به شرطی که با قلب لمس کنی نه با دست …

.

.

.

دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی
که پشت خوابهای نا آرام تو …
چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست …
دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم
که پشت نگرانی های زنانه ی من …
مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم !

.

.

اس ام اس عاشقانه

.

اگر نماینده مجلس بودم
طرح آمدنت را تقدیم میکردم
مطمعن باش تصویب میشد
آخ!
تو مجبور بودی که بیایی . . !

.

.

.

برای من که کبوتری عاشق و سرگردانم؛
بیا و بام شو…”
اصلا بیا و دام شو…”

.

.

.

گفته بودی
شعری برای تو بگویم
چه بگویم؟!
تو خودِ شعری
شاعرت
خداست
و من
خواننده ی پروپاقرصِ مجموعه‌ی چشم‌های تو …
“فاضل ترکمن”

.

.

.

چـهـار فصــل کــه حــرفـــه …
فصــل پنجمـــی هســت بــه نـــام تــــــــو ،
به هوای تــــــــو … ♥

.

.

.

آنگاه که به تو می نگرم
گویی مردمکانم را
به تماشای ناب ترین تصویر خلقت می نشانم
با من از گذشته بگو
از فنجان های قهوه ای که …
بوی سیگار می داد
و لذت هم آغوشی …

.

.

.

زودتر از من بمیر‏!‏
تنها کمی زودتر‏!‏‏
تا تو آنی نباشی که مجبور است, راه خانه را تنها برگردد . . !

.

.

.

” ســخـــــن هـــــا دارم از دســت تـــــو بــر دل
ولـیـکــن در حــضـــــــورت بـــــی زبـــــانــــم…! ”
, سعدی ,

.

.

.

دل اگــــــــــہ حالیش بود که
دل نــــــــــمیشد✖
مغـــــز میشد√
پس دل دِله ازش توقع های اضافه نداشته باش !

.

.

.

گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

.

.

.

خیالت راحت !
من جـز آغوش تو حتـے به دیوار هم تکیه نمے کــنــــــــم…

.

.

.

وقتی ک دیدمش کارگردان قلبم گفت؛
صدا…!
دوربین…!
حرکت…!
و من برای بدست آوردنش چه نقشها ک بازی نکردم…!

.

.

.

به من یاد بده شاعر باشم !
به من یاد بده عاشق باشم !
به من یاد بده آغوشت را بلد باشم !
من از گم شدن
توی واژه هایی
که ” تو ” در آنها نیست
می ترسم …
سیاووشــ خاکسار