هرچه یادت را میکارم، خاطراتت سبز می شوند!

********************

تو برای همیشه میروی و من چقدر کار روی سرم ریخته!!!
خاطرات زیادی برای فراموش کردن دارم …

********************

از تب تند من نترس که عاشق چشات منم،

هزار سالم بیاد بره کم نمیشه از خواستنم،

از تب تند من نترس که یه روزی عوض بشم

از تو به قیمت جونم محال که دست بکشم..

دوست دارم

********************

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم،

تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم،

بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشا ی تو همین یک لحظه باقی است…

********************

می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم…
یکی بود، یکی…
بی خیال…!
خلاصه اش می شود اینکه: دوستت دارم لعنتی…!

********************

روزهای قبل از آنروزها
من برای تو شما بودم و تو برای من تو
چه زجری کشیدیم که شمای تو تو شود و تو من عزیزم

********************

و خداوند همه بهترین ها را با (ب) آغاز کرد.

بهترین کلمه بسم الله.

بهترین نمره بیست.

بهترین مکان بهشت.

بهترین حس بینایی.

بهترین فصل بهار.

بهترین هدیه بوسه آن هم نثار گل روی تو

********************

ارزش احساس به مدتشه: نمیگم قدر دنیا عزیزی میگم تا دنیا هست برام عزیزی

********************

تک تک روزهایم را می سوزانم تا چشمکی شوم برای شب های بی ستاره ات

********************

به جان ثانیه هایی که در فراق چشمانت میگذرند دل کوچکم تنگ نگاه توست

********************

عزیز دلم شماره حساب دلمو میدم بهت، هرچی غم داری بریز به حسابم

********************

زمستان و تابستان ندارد …
نباشی چهار ستون بدنم میلرزد!

********************

در آغوش تو که باشم، به سمت تمام آرزوهایم پرواز میکنم

********************

“دوست داشتنت” را دوست دارم …
همین است که امیدوارم میکند به زندگی

********************

عاشقانه های “پائیز و ابر” از همه عشقا قشنگترن!
پائیز می ریزد و ابر می بارد

********************

تو باشی و هوای بهار و من
قدم به قدم فدایت می شوم
تو باشی، از لحظه های دلتنگی جلو می زنم
به تمام درهای بسته دهن کجی می کنم
به بن بست ها، به خیابان هایی همه با یک نام …
دوست دارم تو باشی و من نشانی ها را گم کنم
راه خانه را هم ندانم تا همه بفهمند برای من کم حواس خانه آن جاست که
تو باشی و من قدم به قدم فدایت شوم!

********************

بهار هم که نباشد، من به مهربانی تو ای دوست، از شکوفه لبریزم!
********************
تقویم امسال من باز هم سپید ماند…
اتفاق ها منتظر تو اند!
********************
شاید امسال دست در دست بهار آمدی
در را باز می گذارم
اگر لحظه تحویل خواب ماندم، بیا داخل، کسی نیست؛ بیدارم کن!
********************
هفت سینم سین سیمایت را کم دارد!
********************
بهار تویی که می آیی، که می نشینی کنار هفت سین
نگاهت می کنم و سبز می شوم!
بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد بر من
بهار تویی که می آیی، که نو می شوی در دلم هر سال
بهار تویی که می آیی …
********************
بر سفره ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست …
********************
ﺳﻨﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ!
********************
چه اعجازیست بهار لب هایت!!!
با هر بوسه که میکاری، گونه هایم گل می دهد …
********************
به لباسهایی فکر می کنم که خریده ام
اما تو نیستی که ببینی …
********************
تکان می دهد خانه را سالی که می آید …
سرگرمیِ خوبیست

تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم و آغاز می شود سال تنهایی!
********************
جاودان باد سایه عزیزانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل!
نوروزتان پر ز شادی و عاری از غم باد …
********************
ماییم و هفت سینی که امسال شش سین دارد
چرا که سبزی حضور تو درخانه نیست!
********************
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
********************
تو بخند تا سراسیمه شود  بویِ بهار …
“سید علی میرافضلی”
********************
برایم مثل همین “بهار” می مانی
آمدنت را همیشه تحویل میگیرم …
********************
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
********************
کاش امسال “تو” را به من عیدی میدادند!
********************
رشک می برم
به صراحت بید
به بهار
به زمزمه ی وزینِ باد
به متانت عاشقانه‌ ی برگ
رشک می برم
به جاده‌های سبز
با مسافری در راه
آه ای فرسنگ ها دور از من، بازگشت را تعبیری دوباره کن!
قشنگ کن غربت بی‌ انتهای مرا
قشنگ کن اتفاقِ غروب و کوچه و انتظارِ پنجره را
رگبارِ بهاری شو و ببار
بی‌ محابا ببار بر این تن مشتاق
بگذار چون گذشته بیدی باشم
که از هر نسیمِ عشق می‌ لرزد
قشنگ کن سایه روشنِ بودن مرا …
********************
بوی نو شدن می آید ولی تو همیشه رفیق کهنه من بمان!
********************
می دانی؟
این بهارها فقط می آیند
آغازشان اما با آمدن توست!
********************
تو قول بده با همین بهار خواهی آمد
من هر روز خانه دلم را تکان خواهم داد!
********************
تو بهاری؟
نه! بهاران از توست …
از تو می گیرد وام، هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ و بهارانم تو …